خدایا، بیا مثل دو تا مرد بشینیم سنگامونو با هم وا بكنیم. آخه تو مشكلت با من چیه؟
بعضی حرف ها گفتنی است
بعضی نوشتنی
و بعضی هیچ کدام
این روزها به هیچ کدام نزدیک ترم انگار...!
قـدم زدن در پـیاده رو
جـای خـالی ِ تـو را به رُخـــم مـی کـشد...!
بـرای همـین
همـیشه دوسـت داشـتم
روی جـدول هـا راه بـروم..
از تپش هاي قلبم، خواستنت را كه بگيرم مي ايستد
از هرطرف ...
از هرجايي ...
درباره ي خودم فکر ميکنم
غمگینم، چونان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد، پسرش نیست.
سرم متورم شده، دکترها میگویند: توده ای از حرف های نگفته است
حرف آخر: بازی ما، برنده نداشت. اما تو باختی
لطفا پلک مرا بردار به ابرویم گره بزن تا دیگر اشتباهی خواب آمدنت را نبینم...
خودت گفتی: تا آخرش هستم...
من ساده بودم؟!
یا تو زود به انتها رسیدی...؟
کاش این قلم نشانی تو را می نوشت نه در به دری مرا
میدونی بغض یعنی چی؟ یعنی نرو
عشق من شبيه باران نيست که گاهی
بيايد و گاهي نه
عشق من شبيه هواست
ساکت اما
هميشه در اطراف تو
آه از این ثانیه ها هیچ گاه پا به پای دلم گام بر نداشتن
جدایی نادر از سیمین اسکار میگیرد و جدایی تو از من عمرم را
بر تشنگــــــیام چــه آتشها که نمیبـــارد پشت خــــم نکردم اما، دل اگــــــر خــم کردهام، از نيامدن توست...
یک متن سـاده را صد بار می خوانـم و هیــچ نمی فهمم اش! نگـو که رفتنت عوارضی نداشت. . .
نيمـه ي گمشده ام نيستي
كه با نيمه ي ِ ديگر
به جستجويت برخيزم؛
تـو،
تمام ِ گمشده ي ِ مني
تمام ِ گمشده ي ِ من. . .
خـــــــــــــریدار ندارد دلـی که برایت " لَــک " زده است
رسيدن در سرشتم نيست... من كلاغ قصه مادر بزرگم...
دستانت را به من بده؛ بیا دوباره بازی کنیم... دل ببـــــر... کباب بیــــار
من فقط یک واسطه بودم... دل را خدا داد... و تو بردی
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید... !!!
اين روز ها علاقه ها يا يه طرفه است يا سه طرفه یا اصلا طرف نداره
کسی دیگر ناز نمی کشد همه نیازمندند!!!! اما من هنوز ناز تو را خریدارم
چقدر دلم براي بودن هاي گاه و بيگاه تنگ شده من عادت كردم به تو چه كنم با اين دل بيقرار...
سهم من از تو
دلتنگی بی پایانیست
که روزها دیوانه ام میکند....
و شب هــــــــــــا شاعرم...................
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن میخورد روی پیشانیاش
این همه که می روی به کجا می رسی؟ گاهی هم بیا !!!
داشتم فکر میکردم اگر منو تنها بگذاری
که یادم اومد تنها هستم.....
بی تو نه شعر می چسبد
نه مرور خاطره
نه سیگار
من دلم آغوش می خواهد
می فهمــــــــــــــــــی.... البته که نمی فهمی
باران که ببارد "کاری از چتر ها ساخته نیست"
من اتفاقی هستم
که افتاده ام!!!
مثنوی چشمهایت آنقدرها هم که می گفتند بلند نبود... تو پلک هایت را همان اول بیت بسته بودی
آرامش یعنی که از نگاه امن تو در نگاه بهت زده ی من مهربانی بـروید......
بعـــــد از رفتنــــت جای خالیت در دلـــــــــــم...
مثـــل کفشهــــای سیندرلا...
اندازه هیچ یک از مــردم شهــــر نـشد...
حتـــی به زور
با تو بودن را تصویر کردم...
بی تو بودن را، تجربه !
این بود ســهم مـن از رویــــا تا واقـعــــــــیــت
میگم راضی ام به رضای خــــــدا امـــــّــــا...دروغ میگــــــم تــــو برگـــــــرد
خداحافظیات جراحت عمیقی بود که نمیتوان به سلامی دوباره درمانش کرد
لازم نيست دنيا ديده باشم! همين که تو را خوب ببينم دنيايي را ديده ام.
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































